تبلیغات
ღour Story with Double Sღ - قسمت ششم LOVE me BABY

طراحی سایت

قالب وبلاگ

طراحی سایت


ღour Story with Double Sღ
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 دی 1390 توسط Sora.nah

سلام بروبچ خوفین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟http://www.smilehaa.org/uploads/Smiles/Momoko_MM/2009071021010837.gif

خوب با قسمت ششم اومدم...http://www.smilehaa.org/uploads/Smiles/Momoko_MM/2009071021010864.gif

امیدوارم خوشتون بیاد.....http://www.smilehaa.org/uploads/Smiles/Momoko_MM/2009071021010891.gif

www.topgirls-story.mihanblog.com

خوب دیگه برای داستان برید ادامه...........http://www.smilehaa.org/uploads/Smiles/Momoko_MM/2009071021010713.gif

http://www.smilehaa.org/uploads/Smiles/JUMPOO_Boy/8.gifاین داداش واسه دعوا اومده هركی نظر نده حسابشو میرسه........

بعد از اینکه همه تو پارک جمع شدن اقای لی و خانم پارک(همونایی که اقای کیم گفته بود تو این اردو سرپرست همه ی دختر پسران) اومدن...

 

اقای لی:خوب دیگه فکر کنم همه اومده باشن... بعد لیست اسمای همرو خوند تا مطمئن بشه و بعد گفت:همه ی زوج ها کنار هم وایسن...

 

جونگ مین رو به یونگ سنگ:حالا نمیشه کنار هم واینسدیم؟؟؟؟؟؟؟؟

 

یونگی:داداشی کم قر بزن برو پیشش وایسا......... اگه اینطوری میخوای تو این اردو باهاش باشی که کارت تمومه..........

 

بعد جونگ مین رفت پیش سورا وایساد...سورا هم برگشتو رو به جونگ مین گفت:بهت اجازه نمیدم از این اردو سوئ استفاده کنی و زیاده روی کنی...........

 

جونگ مین:اینو باش حالا کی خواسته با تو باشه؟؟؟؟؟؟؟؟من که بکشنم اصلا باهاتم حرف نمیزنم تا دق کنی...................

 

سورا:برا خودت مشکل درست میکنی چون مجازااااااااااااااااات میشی.........

 

جونگ مین:نگران نباش اگه مجازاتی درکار باشه جفتمون مجازات میشیم...........

 

هیون:ای خدا حالا باید این چند ماهو با این جیغ جیغو بگذرونم..؟؟؟؟؟؟

 

ونی:فکر نمیکنی از همین اول داری به مجازات نزدیک میشی؟؟؟؟؟؟؟

 

هیون:ششششششششش اصلا فکر نکنم مجازاتی در کار باشه..............

 

ونی:خود دانی اگه باهام بدرفتاری کنی حالتو میگیرم...............

 

هیون:کی؟؟؟؟؟؟؟؟تو میخوای حالمو بگیری؟؟؟؟؟؟؟؟؟هه هه هه خواب دیدی خیر باشه.............

 

کیو جونگ:قول بده که دیگه باهم خوب رفتار کنیم................

 

مین جی یکم این ور و اون ورو نگاه کرد و بعد گفت:کی؟؟؟؟؟؟؟بامنی؟؟؟؟؟؟

 

کیوجونگ:من الان کی رو دارم نگاه میکنم؟؟؟؟؟؟؟

 

مین جی:خوب منو..............ااااهاااااااااا...........خوب باشه من که باهات خوب رفتار میکنم............

 

کیو جونگ:فکر نکنی بخاطر اینه که چیزی بینمونه.............نه فقط برا این میگم چون حوصله ی ای مجازات مجازاتی که میگنو ندارم...............

 

مین جی:نخیرم..............اصلا همچین فکری نمیکنم.............منم بخاطر همونه..........

 

کیو جونگ:اره از این که هل شدی معلومه...............

 

ریا رو به یونگ سنگ:چطوری؟؟؟؟؟؟؟؟

 

یونگ سنگ:خوبم تو چی؟؟؟؟؟؟؟؟

 

ریا:منم خوبم..............ببین من هیچ مشکلی با تو ندارم امیدوارم که تو مثل دوستات نباشی...............

 

یونگ سنگ:نگران نباش منو تو مثل اونا نیستیم ما عضوای خنثی گروه هستیم.......مشکلیم باهم نداریم........مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟

 

ریا:همینطوره.............داره ازت خوشم میادااااااااا........

 

یونگ سنگ:حالا کجاشو دیدی؟؟؟؟؟؟؟؟

 

هیونگ جون:تیا میگم برنامت برای این اردو چیه؟؟؟؟؟؟؟؟

 

تیا:م....م....م...من.......خوب هیچ برنامه ی خاصی ندارم...............

 

هیونگ:خوبه چون منم هیچ برنامه ای ندارم

 

تیا:بی مزه..........

 

هیونگ:خودتی..............ببین اگه تو هم بخوای مثل اون دوستات که داداشامو ازار میدن ازارم بده دیگه میفتم رو یه فاز دیگه.............

 

تیا:من مثل اونا نیستم....اونا خودشون مشکل دارن به ما چه؟؟؟؟؟؟؟؟

 

هیونگ:راس میگی.............خوب باشه ولی به دوستات بگو که داداشامو کم ازار بدن گناه دارن.......

 

تیا:باشه ولی اونا بیشتر ازار میدن تا اینا


بعد همه سوار اتوبوس شدنو رفتن فرودگاه..............بعد اونجا سوار هواپیما شدنو رفتن جزیره ی ججو............

 

اونجا همه تویه یه اپارتمان جمع شدن و طبق قوانین تمام زوج ها هر کدوم تو یه یه خونه بودن......هر خونه دوتا اتاق داشت...هر کدومشون تو یه اتاق بودن و استراحت کردن تا اینکه اقای لی و خانم پارک با همشون تماس گرفتن و گفتن که..........


خوب دیگه بقیش برا بعد الان حالم خیلی بده............

دفعه ی بعد زیاد مینویسم اخه هر چی انرژیم بیشتر باشه بیشتر مینویسم و باحالتر........پس فعلا بایی





طبقه بندی: Love Me Baby،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک