تبلیغات
ღour Story with Double Sღ - قسمت سوم LOVE me BABY

طراحی سایت

قالب وبلاگ

طراحی سایت


ღour Story with Double Sღ
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 آبان 1390 توسط Sora.nah

سلام بروبچ............

با قسمت سوم اومدم.............

امیدوارم خوشتون بیاد..............

www.Topgirls-Story.mihanblog.com_U-KISS

 

بفرمایید ادامه..............

یهو یه صدای جیغ بلندی اومد که همه برگشتن به طرف صدا...........

 

دیدن که ونی داره میدوئه و یه سگم دنبالشه....................اونم هی جیغ میکشید...........از اون ورم هیونگ دنیال اونا میدوئید و میخواست که سگرو بگیره.............

 

جونگ مین:ای بابا............دوباره شکلات دیوونه شد...............

 

هیون:اون دختره که میدوئه ونی نیست؟؟؟؟؟؟؟مال گروه Top Girls..................

 

کیو:چرا خودشه.................

 

یونگ سنگ:هه....... بچه ها چه باحال جیغ میکشه.................

 

جونگ مین:اره..............موهاشو ببینین انقدر دویده که باد کرده...............

 

ریا داشت به حرفای اونا گوش میکرد که رو به مین جی گفت:حیف نیست ما باید با یه همچین ادمایی بریم خرید.............برامون افت داره...............

 

جونگ مین:من موندم این دخترا چقدر مغرورن...ایشششششش....

 

کیو:امیدوارم که تو اوردو هیچ ارتباطی با اینا نداشته باشیم................

 

مین جی رو به کیو:منظور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

کیو:هیچی...........منظورم این بود که انقدر دخترای خوشگل اونجا هستن که گیر شماها نیفتیم.................

 

سورا:.............ای خدا ونیه بیچاره داره چی میکشه...............من که میرم کمکش..........

 

بعد دویید و رفت پیشش.......................

 

از اونجایی که خود سورا یه سگ داشت به اسم شیور اونو با خودش برد تا به شکلات پارس کنه و همینطورم شد شیور به شکلات پارس کرد و شکلات برگشت پیش هیونگ و سورا هم رفت پیش ونی که افتاده بود زمین................

 

سورا:ونی............حالت خوبه...........؟؟؟؟؟؟؟؟چیزیت که نشد؟؟؟؟؟؟؟؟

 

ونی:نه من خوبم...............اخرش این سگت به به دردمون خورد.............

 

مین جی و تیا و ریا و یوکیس هم اومدن پیششون..................

 

ریا:دختر تو داشتی چیکار میکردی که این سگه افتاد دنبالت...........؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

ونی:هیچی من داشتم بستنی میخوردم که یهو اومد و بهم پارس کرد منم ترسیدم و فرار کردم................

 

کی بوم:اره شکلات عاشق بستنی.................هیونگ همیشه بهش بستنی میده...............برای همین افتاده دنبالت..................

 

کوین:افرین سورا............خوب کاری کردی شیور رو با خودت اوردی.............

 

دونگ هی:شیور نره و شکلاتم مادس..............برای همین شکلات ترسیدو برگشت پیش هیونگ......................

 

مین جی:خوبه یه بهونه پیدا شد که نریم خرید....................

 

ونی:نه کی گفته؟؟؟؟؟؟؟من که حالم خوبه و چیزیمم نیست..........پس بریم.........

 

ریا:تو مطمئنی که حالت خوبه.....؟؟؟؟؟

 

ونی:اره............

 

بعد دابل اس اومدن طرفشون................

 

جونگ مین و کیو همچنان داشتن به سرووضع ونی میخندیدن..................

 

هیونگ جون:من معذرت میخوام.................شکلات بعضی وقتا این جوری میشه..........

 

ونی:اشکالی نداره.............

 

مین جی روبه دونگ هی:اون که حیوونه ولی با صاحبش هیچ فرقی نمیکنه.........

 

هیونگ:برای اولین بار حرف یه نفرو نشنیده میگیرم...............

 

سورا:بیخیال بابا بیاین بریم واسه خرید..............ما که سرمون واقعا شلوغه پس دیگه وقت گیرمون نمیاد................

 

الکساندر:پس بریم دیگه..............

 

بعد هممون رفتیم به یه فروشگاه بزرگ لباس..................سمت راست لباس های دخترونه بود و سمت چپ هم که روبه روی هم میشدن لباسای پسرونه بود..........

 

هرکس چند دست لباس برای خودش خرید بعد برگشتن خونه هاشون..........

 

روز بعد سورا و مین جی رفتن خونه ی یوکس چون با کوین و دونگ هی قرار گذاشته بودن که برن سونا..................

 

بعد چهار نفری رفتن سونا.................(سوناهای اونا با مال ما فرق میکنه این از اون عمومیاشه)

 

تو سونا مین جی لباساشو عوض کرد و رفت بیرون پیش بقیه...............

 

سورا که هنوز داشت موهاشو درست میکرد.................اتفاقی داشت به حرف چند تا دختر که پشت سرش بودن گوش میداد..................

 

...:وای خدا اوپا هیون جونگ چقدر جذابه..................

 

...:شنیدی قراره دابل اس با چند تا گروه دیگه برن اردوی تفریحی............

 

...:اره............ای کاش میشد منم برم اونجا................

 

...:وای شنیدم گروه Top Girls هم میرن اونجا..............ایششششششش..........

 

...:خیلی ازشون بدم میاد................

 

سورا هم که مشغول موهاش بود با صدای بلند گفت:چرا؟؟؟؟؟..........چون اونا از همه ی دخترا خوشگل ترن و از گروهای دیگه صداشون بهتره؟؟؟؟؟؟

 

دخترا هم همدیگرو نگاه کردن بعد یکیشون گفت:حالا مگه تو کی هستی که داری از اونا تعریف میکنی؟؟؟؟؟؟؟

 

بعد سورا برگشتو زل زد تو چشماشون.............اونا هم از خجالت گفتن:ببخشید ما نمیدونستیم توئی...............

 

سورا:قیافه هاتونو حفظ میکنم که اگه تو کنسرت ها و فن میتینگ ها  دیدمتون بعنوان دخترای اغده ای به دوستام معرفیتون کنم..............

 

اوناهم دیگه حرفی نزدن و از خجالت قرمز شدن..............و سورا هم رفت بیرون پیش بقیه.................

 

تو راه که داشت میرفت با خودش:چه ادمایی پیدا میشن..........مگه این هیونجونگ که میگن همون ادم مغرور نیست که همش تیکه های مضخرف به اینو اون میپرونه.............

 

بعد که داشت میرفت چشمش افتاد به یه چیزی که میخواست همون لحظه بالا بیاره......................


خب دیگه تمومید..................

نظرا فراموش نشن.................

بای





طبقه بندی: Love Me Baby،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک